حکایت رفاقت، حکایت سنگهای کنار ساحله... اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت، بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد، که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی…
برچسب: نویسنده: morad تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 20:59